گه گاه که بی ذهن می شوم و یا به یک‌ ذهن رستگار می رسم‌ چنان لذت و آرامش و حال خوبی در من نشئه وار نفوذ می کند و می نشیند که با هیچ کلامی قابل توصیف نیست و شاید فقط آنان که در این مسیر قرار دارند، می دانند که چه می گویم. قدر بی ذهنی کسی داند که به باذهنی دچار آید و یا نشخوارها و واگویه ها و کشمکش های ذهنی دارد.‌ می گویند اگر گاهی آن را درک و دریافت کرده باشید پس در مسیر درستی قرار گرفته اید تا رسیدن به پایان و نهایت بی ذهنی.‌ گویند مشاهده ابتدای این مسیر است و بی ذهنی پایان آن و من هم گاهی از لذت حضور این گنج بی نصیب نبوده ام. خدایا شکرت!
پس نوشت: دارم فکر می کنم بودا اگر در این دوره و زمانه با این حجم از اطلاعات و رسانه و بمباران های خبری و شبکه های اجتماعی و پلتفرم ها بود، بی تردید بودا نمی شد؛ دیوانه می شد. شاید هم به جای بودا‌، بودار می شد.‌ واقعا در این روزگار و زمانه با این همه گزینه و محتوا در فضاهای مجازی، متمرکز شدن و بی ذهن شدن کار بسیار سختی ست.‌

می گویند خوشبختی محصول یک لحظه یا لحظات ناب پر از آرامش است و من در این لحظه ها بسیار خوشبختم!

نوشته شده توسط الهام تقوی در سه شنبه نهم تیر ۱۴۰۵ |