با وجود آنکه پیش از این و در مطالب قبل، درباره رقابت بر سر زیبایی و نیز عمل های جراحی زیبایی نوشته بودم، لازم دانستم دگربار بنویسم. با وجود آنکه برگزاری مراسم و رقابت های دختران شایسته در سراسر جهان فقط بر اساس زیبایی ظاهر و اندامشان نیست و این دختران مهارت های دیگر نیز دارند؛ اما گویا متاسفانه در جهان امروز، زنان بیشتر بر چهره و اندام آنها متمرکز و در مقایسه های سطحی قرار گرفته و یا غرق شده اند. امیدوارم روزی در سراسر جهان، برگزاری چنین مراسم و مسابقاتی، حذف و یا برداشته شود تا زنان نیز در کنار مردان که فستیوال و رقابت هایی چنین ندارند؛ حضور بهم رسانند و فراتر از صورت و اندام، توانایی ها و استعدادهای خود را نشان دهند و با درک جدیدی از خویشتن، زندگی را معنا کنند و فردیت و هویت خود را به عنوان یک انسان و نه یک کالای تبلیغاتی و بازاریابی، متبلور کنند. بی تردید، جامعه جهانی، باید به یک بازتعریف دیگری از زنان و گنجینه نهفته درونشان، برسد تا اینهمه در دام و یا وسواس مقایسه های ظاهری قرار نگیرد. اینگونه می توانند به زنان کمک کنند که همچون مردان آنقدر نگران قضاوت های سطحی از چهره خود نباشند تا بدین وسیله بتوانند دیگر جنبه های بالقوه درون خود را کشف و یا بالفعل کنند و در مقام یک زن وارسته و آگاه، نسلی از دختران و یا زنان خودباور، با شخصیت قوی، پرورش دهند. به قول دوستی، قضاوت درباره چهره هر انسانی که خداآفرید است و خود هیچ دخالتی در آفرینش آن نداشته است، همان قدر سطحی و پیش پا افتاده است که بخواهیم درباره دیگر اجزای بدن او مانند معده و روده و طحال و و و حرف بزنیم و یا قضاوت و پیش داوری کنیم. ای کاش این موجود را قدری رها می کردیم تا بیشتر خودش باشد و تحت فشارهای اجتماع و عوامل بیرون از خود نخواهد مدام و پیوسته خودش را دستکاری کند و یا زیر تیغ جراحی های گوناگون قرار دهد.
زیبایی و خوشگلی، دو تعریف مجزا از هم دارد. در ادبیات، کلمه خوشگل در مقابل کلمه بدگل قرار دارد و بیشتر به ظاهر و صورت و شکل و هیکل یک انسان می پردازد. بنابراین یک زن وقتی خوشگل است که منطبق و یا نزدیک به استانداردهای جهانی و تبلیغات هر روزه از او باشد. گرچه میل به زیبایی و زیبارویی هرگز نمی تواند نادیده و یا ناپسند شمرده شود؛ اما رقابت بر سر زیبایی و یا دستیابی به آن به هر بهایی و هزینه ای، می تواند خطرات و معضلات فراوانی برای جامعه زنان و نیز جامعه انسانی داشته باشد. به نظر می رسد، از زمان ظهور اینترنت، این مسئله بیشتر باب و مورد توجه قرار گرفت تا زنان را از خود واقعی اشان دور و دورتر کند و متاسفانه هر روزه بیشتر از مردان، آماج حملات تبلیغات بسیار چشم نواز و وسوسه انگیز رسانه ها قرار می گیرند و گاهی کمتر می توانند در این مقایسه خود با دیگران، بدون توجه و حساسیت، پیروز شوند و یا سربلند بیرون آیند و یا اصطلاحا کم نیاورده و از کنار آنها به سلامت عبور کنند. و در مقابل آن گروه ضعیف تر، گاه با مبالغ سنگین و گران دست به تغییرات گاها بنیادین می زنند که باز ناراضی و ناخشنود، در پی چهره ای زیباتر از خود قبلی، می گردند.
متاسفانه در برخی جوامع، داشتن تمام این معیارها و استانداردهای ظاهری، او را در ردیف خوشگلان و نداشتن آنها، او را در ردیف و یا گروه بدگلان می گذارد. در صورتیکه زیبایی یک زن در شکل و صورت او خلاصه نمی شود و تعریف خوشگلی و زیبایی کاملا متفاوت از هم اند. چنانکه یک زن، می تواند با عقاید، افکار، سلوک، منش و بینش خود زیبا باشد. کمااینکه ما زنانی داریم که خوشگل اند اما زیبا نیستند و یا زنانی هستند که خوشگل نیستند اما زیبا هستند. و زنانی هم هستند که هم خوشگل اند و هم زیبا. یعنی سیرت و صورت را با هم دارند. بنابراین زنان به لحاظ این معیارهای ظاهری در برخی جوامع بسیار تحت فشار قرار دارند و گاه این مسئله شبیه یک عقده در آنها نمایان می شود که مدام و پیوسته در حال بزک خود و یا تغییر ظاهر خود در عمل های زیبایی افتاده اند. یک زن زیبا، الزاما خوشگل نیست همانطورکه یک زن خوشگل، الزاما زیبا نیست و گاه رفتارهایی دارد که او را از زیبایی دور کرده و خوشگلی اش چندان به چشم نمی آید و یا دیده نمی شود و شخصیت و نگرش و منش و رفتار و گفتارش می تواند در بروز این مسئله اثرگذار باشد. زنان باید خیلی قوی باشند و یا خود را قوی نگه دارند تا در اینگونه دام ها نیافتند و به دنبال این نباشند که بخواهند ارزش های خود را با ظاهر و صورت نشان دهند. و نیز باید سعی کنند مردانی را انتخاب کنند که معیار و اولویت آنها افکار و یا باورهای یک زن است. اینگونه forever خیالشان تخت است که او جایی جز شما و قلب شما و ذهن و فکر شما ندارد.
در باب استانداردهای خوشگلی و تاثیرات آن بر زنان، ما کمتر دیده ایم که زنان آفریقایی به سمت عمل های زیبایی بروند و یا بخواهند خود را شبیه دیگر زنان در دیگر نقاط جهان کنند؛ اما با گذر زمان، کاملا شاهد بودیم که زنان دیگر کشورهای جهان، تلاش می کردند تا رنگ پوست و یا موهای خود را شبیه آنان کنند. این است نتیجه صبر زنانی که در برابر هجوم تبلیغات سرمایه داری و یا تعاریف خاص از زیبایی، خود را نباختند و نتیجه این شد که آنان را شیفته وار به سمت خود کشاندند. و بازار رنگ پوست برنزه آنقدر گرفت که جهانی را دگرگون کرد. شاید آنها به خلقت خود و آنچه خداوند داده است، هم راضی بودند و هم خشنود. خشنودی آنها جهانی را منقلب کرد و دیگران را به سویشان کشاند. این اعتماد به نفس است که انسان ها و جامعه انسانی را می سازد نه خودباختگی های روزافزون و گاها آشفته کننده، که باید کوشش کرد تا از هرآنچه که داری، خوشحال باشی. مرد و یا جامعه ای که زن را برای خوشگل بودن و یا خوشگل شدن ستایش کند و یا بخواهد زیر فشار بگذارد تا به هر بهایی ظاهر خود را تغییر دهد تا باب میل او و یا جامعه باشد، آن مرد و یا آن جامعه را باید آگاه کرد، به خودت بودن و خودت را دوست داشتن با همین آفرینش. و پذیرش تمام انسان ها با تمام رنگ ها، چهره ها و اندام و صورت ها و عمیقا تمرین کرد و باور داشت که از تو فقط یکی آفریده شده است که unique و منحصربه فرد است.
ای کاش روزی افراد معروف و مشهور جهانی در حوزه و قلمرو رسانه، طراحی مد و مدل، موسیقی و فیلم، بازیگری و تمام هنرها به جامعه جهانی به ویژه زنان بیاموزند و یاد دهند که معیار زیبایی تنها به ظاهر نیست و فعالانه و جسورانه در حمایت از تمام زنان جهان، برگزاری مسابقات زیبایی و دختران شایسته جهان را وتو کنند. یک انسان زیبا، می تواند با عقایدش زیبا باشد و شبیه بسیاری از رهبران معنوی جهان اثرات بزرگ با خود بیاورد. کاش روزی آنها بیدار شوند و فارغ از معیارهای ظاهری، زنانگی را بازتولید و بازتعریف کنند تا دیگر زنان، نخواهند هر روز در قیاس و پیروی از آنان خود و زندگی خود را به مخاطره بیاندازند. آنها می توانند پیامآوران تغییرات درونی و بنیادین در زنان باشند و آن را نهادینه کنند و یا آنها را ترغیب و یا تشویق کنند که خودشان، بدنشان و ظاهر و صورتشان را همانطور که هست دوست بدارند و این همه خود را در دام تبلیغات نظام سرمایه داری و بهره برداری از بدن انسان ها به ویژه زنان نکنند. آنها شاید هرگز نمی دانند اینگونه تبعیت از مدل ها و مدهای روزافزون چه خطرات و یا چه عواقبی می تواند برای روح و روان داشته باشد. ای کاش فعالان و هنرمندان این حیطه قدری عمیق تر بیاندیشند و برای بحران سلامت روح و روان به ویژه زنان، کاری کنند. از خود الگوهای ارزنده و جاودانه بسازند و بیشتر با نگرش و تفکرات خود، جهان را بیدار کنند و یا بیدار نگه دارند و جامعه انسانی را به باورمندی و اصالت خود وجودی و واقعی اش آگاه گردانند. جهان امروز به شدت نیازمند آرامش های کوچکی ست که در همین الگوها نهفته است.
و در آخر اینکه: زنان و البته مردان نیز، باید اعتماد به نفس و شاد و موفق بودن را نه در بیرون از خود که از درون جستجو کنند و بیابند.
و نیز، خانواده ها با تغییر نگرش های خود، می توانند فرزندان خود را چنان تربیت کنند که دختران را تنها در ملاک ها و معیارهای خوشگلی بازتعریف نکنند و به پسران خود بیاموزند که در انتخاب همسر اولویت شان فراتر از خوشگلی و ارزیابی های کلیشه ای باشد. گرچه خوشگلی در کنار ویژگی های اخلاقی هیچ مغایرتی با هم ندارند و می تواند زیبایی یک زن را دوچندان کند. زیبایی در نگاه توست که خود زیباتری!
* آن روز وقتی به من نگاه کردی و این جمله را از زبان تو شنیدم، به عمق و وسعت درک و فهم تو از انسان بودن، رسیدم.
امیدوارم روزی در جهان، مسابقات انسان شایسته، فارغ از جنسیت، برگزار شود. آنان که تصمیم گرفته اند تا جهان را به جای بهتری تبدیل کنند.
الهام عزیزم؛ به کسی کاری نداشته باش و سعی کن از خودت شروع کنی و قدم های هرچند کوچک برداری.
یک قدم، یک عمل، یک حرکت:
هنگام استفاده از دستگاه عابر بانک، اگر چند عملیات بانکی داشته باشی، به ازای هر شخص یک عملیات بانکی باید انجام گیرد. سپس قرار گرفتن در پشت ِآخرین نفر و دوباره عملیات بانکی دیگر.
قدم های کوچک تاثیرات بزرگ دارند.