تبليغاتX
کافه مشق

بر می گردی

به چراغانی جاده نگاه می کنی

باورت نمی شود این همه راه آمده ای

و هنوز هزارها چراغ مانده است تا برسی!

نوشته شده توسط الهام در چهارشنبه شانزدهم دی 1388 |

ندا دادند تو را

از بطن آزادی

نمی گویم زنان مردان

ولی آن کودک پیر خیابانی

که "ها" می کرد در حجم دو دستش در زمستانی

که خشم سوز سرما بود و بی نانی!

نوشته شده توسط الهام در دوشنبه چهاردهم دی 1388 |
بگو ای پیامبر که خدای من هرگونه اعمال زشت را چه در آشکار چه در پنهان و گناهکاری و ستم بناحق و شرک به خدا را که برای آن شرک هیچ دلیلی ندارید و اینکه چیزی را که نمی دانید از جهالت به خدا نسبت دهید حرام کرده است*هر قومی را دوره ای و اجل معینی است که چون فرا رسد لحظه ای مقدم و موخر نتوانند کرد*

نوشته شده توسط الهام در چهارشنبه دوم دی 1388 |
دوستی برایم پیام داده بود:

یلدا یعنی یادمان باشد که زندگی آنقدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر باهم بودن را باید جشن گرفت!

آی شماهایی که در بندید آیا یلدا این بلندترین شب سال برای شما هم آری...؟! آیا در بند هم یک دقیقه بیشتر در سلول ماندن و  بودن زیباست؟ زندگی زیباست؟

یلدا مباااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااارک! 

نوشته شده توسط الهام در دوشنبه سی ام آذر 1388 |

آقای احمد نژاد خواهان پرداخت خسارات جنگ جهانی دوم از فاتحان این جنگ یعنی آمریکا، شوروی و انگلیس شده اند!

آقای احمدنژاد چند سوال ذهن من را قلقلک می دهد که امیدوارم به آنها پاسخ دهید:

راستی آقای احمدنژاد فرض کنیم این خسارات به شما پرداخت شد(البته شما می گویید به ملت ایران پرداخت می شود) قصد دارید با آن چه کار کنید می خواهید دانشگاه و مدرسه و کودکستان بسازید؟ می خواهید ورزشگاه بسازید؟ می خواهید بیمارستان بسازید؟ می خواهید فرهنگسرا بسازید؟ می خواهید صنعت توریسم و گردشگری را رونق بدهید؟ می خواهید ساختمانی  به زیبایی معماری تاترشهر و تالار وحدت امروز بسازید که وقتی پروسه نابودیش با مترو به اتمام رسید جایگزین آن شود؟ می خواهید برای افراد بی بضاعت مسکن بسازید؟ می خواهید فقر و بیکاری را ریشه کن کنید؟  می خواهید پارک بسازید؟ می خواهید برای کودکان کار فکری کنید؟  می خواهید چه کار کنید آقای احمدنژاد نکند می خواهید تیمارستانی به وسعت تمام ایران بسازید و همه ملت را روانه آنجا کنید؟ تو رو خدا راست بگویید آقای احمدنژاد می خواهید با این پول چه کار کنید هان؟!

 

نوشته شده توسط الهام در دوشنبه سی ام آذر 1388 |

صدا و سیما:

حضرت معصومه (س) به سفر رفته اند و تا اطلاع ثانوی هم نمی آیند!

از زائران محترم که قصد سفر به قم را دارند تقاضا می شود نروند و یا اگر در راه هستند برگردند.

 

نوشته شده توسط الهام در یکشنبه بیست و نهم آذر 1388 |

عباس یمینی شریف، نغمه سرای کودکان، در سال 1298 در تهران به دنیا آمد. در سال 1317 وارد دانشسرای مقدماتی شد و پس از آن با تحصیل در دانشکده ادبیات موفق به اخذ مدرک دکترای ادبیات گردید.در سال های 1321 و 1322 اولین شعرش( با مطلع سوسكه ميگه جيرجير  كرده گلوم گيرگير) در مجله  "نونهالان" و شعرهای "ستاره" و "ماده غاز" در مجله "سخن" به چاپ رسید.در سال 1323 با همکاری ابراهیم بنی احمد مجله "بازی کودکان" را منتشر کرد.در سال 1324  تعدادی از شعرهایش در کتابهای ابتدایی وارد شد و در همان سال  کتاب اول ابتدایی را با شخصیت های "دارا و آذر" تالیف کرد.  در سال 1328 مدیریت مجله های"دانش آموز" و "شیر و خورشید را به عهده گرفت. در سال 1332 با بورس دولتی برای تحصیل در دوره کارشناسی آموزش ادبیات کودکان راهی آمریکا شد. "  از سال 1335 به مدت 23  سال (تا سال 1358)مدیر مجله "کیهان بچه ها" بود. در سال 1341 موسسه "شورای کتاب کودک"را تاسیس کرد. و در سال 1345 موفق به دریافت جایزه یونسکو به مناسبت تالیف بهترین کتاب سال شد. در سال 1350 جایزه ادبی یمینی شریف برای بهترین اثر ارائه شده در زمینه کتاب کودک توسط خودش پایه گذاری شد. در سال 1357 انجمن پژوهش های آموزشی را تاسیس کرد.

کتاب های زیر حاصل سال ها تلاش و پژوهش او  در دنیای کودکان و نوجوانان می باشد:

- آواز فرشتگان یا شعر کودکان (1325)؛- قصه‌های شیرین ( مجموعه شعر، 1326)؛- گربه‌های شیپورزن ( مجموعه شعر، 1344)؛- دو کدخدا (1329)؛- برق و حریق ( ترجمه)؛- روی زمین و زیر زمین ( گیاه شناسی برای کودکان، اثر اریاوبر. ا.، 1336)؛- دنیا گردی جمشید و مهشید (1322)؛- بازی با الفبا؛- جزیره‌ی مرجان (اثر پلینتن، 1337)؛- داستان عروسک (با همکاری اسماعیل والی زاده، 1337)؛- بیژن و شیرین (ترجمه با همکاری دیگران)؛- کتاب اول دبستان؛- فری به آسمان می رود؛- آوای نوگلان؛- پرویز و آیینه؛- در میان ابرها؛- گل‌های گویا (1350)؛- پوری و لباس های او؛- همسایه‌ی عجیب؛- باغ نغمه‌ها (1352)؛- آه ایران عزیز؛- دستمال گلدار و گنج بی صاحب؛- داستان خرو و خرکچی؛- کتاب توکا؛- خانه‌ی بابا علی؛- شعر با الفبا (1363)؛- سیاهک و سفیدک؛- نیم قرن در باغ شعر کودکان؛- فارسی زبانان ایرانی؛- پلنگ یکه تاز (1373).

 یمینی شریف عاشق کودکان بود به همین دلیل تمام عمر پربار خود را در آموزش و پرورش کودکان و نوجوانان سپری کرد.سرانجام نغمه سرای کودکان در 28 آذرماه 1368 دار فانی را وداع گفت و در  امامزاده هادی شهرری(کنار ابن بابویه) به خاک سپرده شد بر روی سنگ قبرش  این شعر بسیار زیبا که زبان حال اوست حک شده است:

من نغمه سراي كودكانم
شادست ز مهرشان روانم

عباس يميني شريفم
گيريد ز كودكان نشانم

 شعر بسیار زیبای کتاب،این یار مهربان (من یار مهربانم دانا و خوش بیانم گویم سخن فراوان با آنکه بی زبانم...) به یادگار در ذهن همه ما مانده است.روحش شاد

يكي ديگر از اشعار معروف مرحوم يميني شريف سروده اش درباره ايران است:

ما گل هاي خندانيم
فرزندان ايرانيم

ايران پاك خود را
مانند جان مي دانيم

ما بايد دانا باشيم
هشيار و بينا باشيم

از بهر حفظ ايران
بايد توانا باشيم

آباد باشي اي ايران
آزاد باشي اي ايران

از ما فرزندان خود
دلشاد باشي اي
ایران

 

نوشته شده توسط الهام در دوشنبه بیست و سوم آذر 1388 |

 

من صدای جیرجیر دری روغن نخورده ام

گوش هایت را بگیر نشنوی مرا

نوشته شده توسط الهام در یکشنبه بیست و دوم آذر 1388 |

 

و کلاغ ها همیشه سیاه نبوده اند

من کلاغی را دیدم که خط سفیدی داشت

و روی سینه اش نشان ستاره ای می درخشید

و در آسمان پروازش به من چشمک می زد

صدای کلاغ چه زیباست

وقتی می قارد و من هزار بار

آفرین می گویم

و هزارها بار به خوش خبریش

پاهایم را بر زمین می فشارم

و برای تمام کلاغ ها و قارقارشان

آرزوی خوشبختی می کنم

که بدون کلاغ و قارقارش

زندگی چه بد می گذرد

 

نوشته شده توسط الهام در شنبه بیست و یکم آذر 1388 |
 

برای مامانِ شیرینِ شیوای شایسته!

برای آش هایش که با دلش هم می زد!

برای لقمه ای که با عشق پیچیده شده بود!

برای صدایش که صبح را ندا می داد!

برای مهربانیش برای بزرگیش!

دوستت دارم مامانِ شیرینِ شیوای شایسته! خیلی زیاااااااااااااااااااااااااااااد!

 

نوشته شده توسط الهام در چهارشنبه هجدهم آذر 1388 |